خرید بک لینک

درباره سایت

......

امکانات وب

وقتایی که با خاله با همیم خیلی شیطون و پر سر و صدا میشم..در حدی که خونشون میره رو سرم...البته اگه حوصله داشته باشم... حالم باهاشون خوبه..خیلی خوب..بعضی وقتا اصلا فکر میکنم خودم نیستم.. کلا وقتی من اونجام همش وقتمون صرف مسخره بازی و خندیدن میشه ...یا گشتن دو تایی ...پایه همیم... خودمم باورم نمیشه چجوریه که هر وقت خونشونم همش حالم خوبه..اگه گرفته هم باشم انقدر چرت و پرت میگه تا بخندونتم..یا مادر جون میاد هی قربون صدقه ام میره حالم خوب بشه..یا یکی از کارا و اتفاق ها و گند زدنای من و خاله رو میگه که خاطره شده ..اونوقت با این کارش مطمئنه نمیزارم خودش تعریف کنه و همشو خودم تعریف میکنم به زبون خودم..

برچسب: نویسنده: رادین موسوی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:26

تنها راه تجربه است. تا تجربه اش نکنی، تا چیزی را نزیسته باشی هر کسی به تو از هرچه که لمسش نکرده ای بگوید بی معناست. بی معناست اگر بعد از شکستی یا پس از مرگِ عزیزی بهت بگویند زندگی ادامه دارد و انتظار داشته باشند تو لبخند بزنی. تو باید از دست داده باشی، باید اندوهگین باشی، باید زانوانت خم شوند، آنوقت امید را از درونت پیدا کنی، بلند شوی و غمت را حمل کنی. ادامه بدهی، آنقدر ادامه دهی تا آن روز برسد که چشمت به آسمان بیفتد، هنگامی که پرنده ای سفید بر آبیِ ملایمی بال می زند، ابرها بر سبزی های زمین سایه انداخته اند و آفتاب بر سایه ها لمیده است. راه تنفست را دوباره بشناسی. نفس بکشی و به زیبایی ای که په

برچسب: نویسنده: رادین موسوی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:26

صفحه بندی